۱۷.۳.۸۹

در جست و جوی زمان از دست رفته



در رسالت شکوهمند و باستانی.

۱۲.۱.۸۹

انحنا


انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
قیصر

۲۹.۱۱.۸۸

چشمهایش


حرفی نزن،چشم های تو تمام ناگفتنی ها را گفته

۱۷.۱۱.۸۸

زمستان است اما...

تن تو ظهر تابستون و به يادم مياره

۱۳.۱۱.۸۸


یک روزه خسته...
یک روز بی او...
یک روز دیگر نه

۱۲.۱۰.۸۸

تهران در جست و جوی زیبایی


اینجا تهران است،صدای ما را از اوج میشنوید.
عکس از علی سعادتمند

۱۱.۱۰.۸۸

so close so far



تو چه دوری از من دریا
و چه نزدیکی با من
که دلم را خیس می‌کنی.
لنگرودی

بیاید همدیگه رو بوس کنیم


شاد سازی