
تو چه دوری از من دریا
و چه نزدیکی با من
که دلم را خیس میکنی.
و چه نزدیکی با من
که دلم را خیس میکنی.
لنگرودی
داستان اساطیری جاودانگی لحظه

ویکی و سرنا آدمهای مذهبی بودند و همدیگر را دوست داشتند.متاسفانه ویکی مسلمان بود و سرنا یهودی...و باز هم متاسفانه یکی در ایران و دیگری در اسرائیل زندگی میکرد.مشکلات کشورهای آنها و عقاید آنها باعث جدا افتادنشون شده بود.این عکس هم از لب مرز گرفته شده...خطی فرضی که کشورها را تقسیم میکند.ولب هم...خطی فرضیست که آدمها را تقسیم میکند.