۱۱.۶.۹۰

۱۳.۵.۹۰

۱۵.۳.۹۰

برسد به دست فيبا...

۵.۱۱.۸۹

انتهای دنیا



پشت که به من میکنی
دنیا تمام میشود

۲۵.۸.۸۹

شب دختری کنار من ایستاد.

سرش را از بین دو دریچه بیرون گرفت.

گفت: ببین باد کی موهای مرا می‌برد!؟

و خودش را از کوپه به بیرون،

پرتاب کرد!

صبح دختری کنار من ایستاد.

لبخند زد؛ دست داد و گفت:

دیشب چه خوش گذشت، با شما.


از داریوش معمار

۴.۸.۸۹

گرم

http://lifegoesonintehran.com/images/12_2009/gol.jpg

نوشته بود...
An angle on my room. Wishing you all a happy new decade... May the following year and the subsequent decade be one full with defining moments in your lives...


از سایت life goes on in tehran




۱۷.۳.۸۹

در جست و جوی زمان از دست رفته



در رسالت شکوهمند و باستانی.

۱۲.۱.۸۹

انحنا


انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
قیصر

۲۹.۱۱.۸۸

چشمهایش


حرفی نزن،چشم های تو تمام ناگفتنی ها را گفته

۱۷.۱۱.۸۸

زمستان است اما...

تن تو ظهر تابستون و به يادم مياره

۱۳.۱۱.۸۸


یک روزه خسته...
یک روز بی او...
یک روز دیگر نه

۱۲.۱۰.۸۸

تهران در جست و جوی زیبایی


اینجا تهران است،صدای ما را از اوج میشنوید.
عکس از علی سعادتمند

۱۱.۱۰.۸۸

so close so far



تو چه دوری از من دریا
و چه نزدیکی با من
که دلم را خیس می‌کنی.
لنگرودی

بیاید همدیگه رو بوس کنیم


شاد سازی

۲۸.۸.۸۸

۲۷.۷.۸۸

حافظ

حافظ برای من خطی بود از عاشقانه ها
و برای دخترک ژنده پوش سکه ای بود از زندگی...


حافظ چه میدانست که روزی در دستان دخترکی زیبا خواهد بود!

شعرهای حافظ را از بر فراموش کردم

۵.۷.۸۸

این یک "نفر" هوای دلم را میلرزاند


کجا میجهد این دو اسب تازی
کجا میرود این دو سیب سفید زیر پیراهنت
مگر من چقدر دوام میاورم در برابر رطوبت لبهایت...؟
برای نرفتن من،قهر کوک میکنی؟
من از هزار و یک شب چشمانت فهمیدم
از دست های پریشانت
از لرزش صدای بودنت!
با خاطره هایم به بزم بنشین...تا زمان رسیدن
تا زمان یکی شدن.تا زمان همخوابگی...
وسوسه های رفتنم بیشتر از ماندم است!